السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
42
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
2 . منع از تدوين حديث 1 . منع از حديث در عهد رسول خدا ( ص ) نشانههاى اين گرايش در منع از روايت و كتابت حديث رسول خدا ( ص ) نزد گروهى از مسلمانان و به طور خاص قريش آشكار شد . كسانى هم كه با آنان هم عقيده و همراه بودند و مصالح خويش را با مصالح آنان مربوط مىدانستند ، در اين جهت همراه آنها شدند . حجت قريش در اعتراض به نويسندگان حديث رسول خدا ( ص ) اين بود كه او بشر است و همچون ساير مردم خشنود مىشود و خشم مىگيرد . ممكن است ، در چنين حالتى سخنى بگويد كه با حقيقت و واقعيت سازگار نباشد . كسى از اين جهت از قريش نزد رسول خدا ( ص ) شكايت كرد . حضرت او را فرمان داد كه هر چه مىگويد ، بنويسد ، زيرا سخنى از ميان دو لب او بيرون نمىآيد ، مگر اين كه حقيقت و راست است . « 1 » شايد انگيزههاى اتخاذ اين سياست چنين باشد : 1 . بسيارى از مردم قريش با اسلام ، پيامبر و مسلمانان بغض و كينه داشتند و چون دريافتند كه راهى جز تسليم در برابر واقعيت ندارند ، بر خلاف ميل باطنى ، تظاهر كردند تا در فرصت مناسب بر اسلام يورش برند و ضربهء نهايى را بر آن وارد كنند . چنان كه ابو سفيان اين ميل قلبى خود را پنهان نمىكرد . 2 . حسادت با رسول خدا ( ص ) در آنچه كه خداوند به او داده بود . آنان نمىتوانستند ببينند كه مردم از پيغمبر ( ص ) پيروى مىكنند و كارها و رفتار خود
--> ( 1 ) . بنگريد : تيسير المطالب ، 44 ؛ تقييد العلم ، 74 - 82 ؛ تحفة الاحوذى ، 1 / 35 ؛ سنن دارمى ، 1 / 125 ؛ سنن ابى داود ؛ 3 / 318 ؛ مسند احمد ، 2 / 162 ، 192 ؛ المحدث الفاصل ، 4 / 2 ؛ الاسماع ، 26 ؛ تيسير الوصول ، 3 / 176 ؛ حسن التنبيه ، 93 ؛ مستدرك حاكم ، 1 / 104 - 105 ؛ بحوث فى تاريخ السنة المشرفه ، 218 .